<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom" version="2.0">
  <channel>
    <title>روانشناسی ورزش</title>
    <link>https://mbsp.sbu.ac.ir/</link>
    <description>روانشناسی ورزش</description>
    <atom:link href="" rel="self" type="application/rss+xml"/>
    <language>fa</language>
    <sy:updatePeriod>daily</sy:updatePeriod>
    <sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
    <pubDate>Sun, 07 May 2023 00:00:00 +0330</pubDate>
    <lastBuildDate>Sun, 07 May 2023 00:00:00 +0330</lastBuildDate>
    <item>
      <title>تأثیر یادگیری مشاهده‌ای بر الگوی جستجوی بینایی و عملکرد در پرتاب آزاد بسکتبال افراد مبتدی: بررسی نقش هدایت خیرگی</title>
      <link>https://mbsp.sbu.ac.ir/article_103475.html</link>
      <description>هدف: مدل‌سازی آموزش مبتنی بر مشاهده، روشی را برای افراد مبتدی ارائه می‌دهد که می‌توانند برای کسب مهارت‌های مختلف و انجام تکالیف تحت فشار آماده شوند. این مطالعه با هدف بررسی تأثیر یادگیری مشاهده‌ای همراه با هدایت خیرگی بر عملکرد پرتاب آزاد بسکتبال مبتدی‌ها انجام شد.روش‌ها: شرکت‌کنندگان، 24 فرد مبتدی (میانگین سن: 12/3 &amp;amp;plusmn; 37/26) بودند که به طور تصادفی به دو گروه مشاهده‌ی ورزشکار ماهر با و بدون هدایت خیرگی به همراه تمرین بدنی تقسیم شدند. ابتدا پیش‌آزمون الگوی جستجوی بینایی و پرتاب آزاد بسکتبال گرفته شد. در روز بعد، شرکت‌کنندگان در پنج روز متوالی در تمرین مشاهده الگوی ماهر با و بدون هدایت خیرگی، همراه با تمرین بدنی شرکت کردند. پس‌آزمون، 24 ساعت بعد از مرحله اکتساب گرفته شد. داده‌های گردآوری شده با دستگاه ردیاب بینایی با تحلیل واریانس مرکب 2(گروه) &amp;amp;times; 3(مرحله اندازه گیری) در سطح معناداری 05/0 بررسی شدند.یافته‌ها: نشان داد گروه مشاهده‌ی الگوی ماهر با هدایت خیرگی در الگوی جستجوی بینایی تعداد تثبیت کمتر با مدت تثبیت طولانی‌تر و شاخص عملکرد بهتری نسبت به گروه بدون هدایت خیرگی داشتند.نتیجه‌گیری: می‌توان گفت استفاده از الگوی ماهر برای یادگیری مشاهده‌ای نیاز به هدایت خیرگی در یادگیری مهارتهای حرکتی دارد و احتمالاً افراد بدون هدایت مناطق غنی از اطلاعات را نمی‌توانند درک کنند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی سطوح متفاوت دشواری تکلیف کنترل اجرایی بر توجه درون‌زا، برون‌زا و حافظه بصری سازگار و ناسازگار</title>
      <link>https://mbsp.sbu.ac.ir/article_103478.html</link>
      <description>هدف: تقویت ادراک بینایی باعث افزایش پردازش بینایی و عملکرد ورزشی می‌شود. هدف از مطالعه حاضر بررسی سطوح متفاوت دشواری تکلیف کنترل اجرایی بر توجه درون‌زا، برون‌زا و بازداری می‌باشد.روش: تعداد نمونه در تحقیق حاضر، 42 دختر (35-20 سال) مبتدی در رشته تنیس روی میز بودند که در چهار گروه همگن (دشواری بالا/ دشواری متوسط/ دشواری پایین و کنترل) قرارگرفتند. در مرحله پیش آزمون، شرکت‌کننده‌ها ابتدا آزمون شبکه‌های توجهی را برای بررسی توجه درون‌زا، برون‌زا و بازداری اجرا کردند و بعد به‌مدت هشت جلسه به‌مدت 30 دقیقه به انجام تمرینات ویژه مهارت فورهند تنیس روی میز پرداختند. 24 ساعت بعد آخرین جلسه تمرین، پس آزمون همانند پیش آزمون اجرا شد. نتایج: بین گروه دشواری تکلیف متوسط و کنترل متغیر توجه درون‌زا تفاوت از نظر آماری معنادار بود. تفاوت معناداری بین گروه ها در پیش و پس آزمون توجه برون زا دیده نشد. همچنین همه گروه ها بهبود معناداری در پس آزمون متغیر بازداری داشتند. نتیجه‌گیری: این مطالعه اثر بخشی دشواری تکلیف در گروه دشواری تکلیف متوسط توجه درون‌زا و همچنین اثر بخشی دشواری تکلیف بر بازداری تکلیف را نشان داد. از این رو برای طراحی تمرینات مؤثرتر برای افزایش ادراکات بینایی می‌توان از نتایج تحقیق بهره برد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تاثیر آینه درمانی مبتنی بر یادگیری حرکتی (mMT) بر کارکردهای دستی کودکان دچار فلج مغزی نیمه بدن (یک کارآزمایی بالینی دوسو کور)</title>
      <link>https://mbsp.sbu.ac.ir/article_104143.html</link>
      <description>هدف: هدف پژوهش حاضر عبارت بود از بررسی تاثیر تمرین‌های آینه‌ای  مبتنی بر یادگیری حرکتی بر کارکرد دستی کودکان دچار فلج مغزی نیمه بدن.
روش‌ها: در این مطالعه 26 کودک ۱۲-۷ سال دچار فلج نیمه بدن ساکن شهر اصفهان شرکت داشتند. شرکت‌کنندگان گروه های تمرین آینه‌ای رایجMT) ) و تمرین آینه‌ای مبتنی بر یادگیری حرکتی (mMT) طی 7 هفته و 21 جلسه مداخله دریافت نموده اند. جهت گردآوری داده‌ها از پرسشنامه اطلاعات دموگرافیک سیستم طبقه‌بندی توانایی دستی ، مقیاس اصلاح شده اشورس، ویگوریمتر، آزمون هوش ماتریسهای پیشروندهِ ریون، سنجش بالینی دامنه حرکتی فعال و غیرفعال و تکلیف پرتابی دقت استفاده شده است. پس از پایان مداخله و اطمینان از توزیع طبیعی داده‌ها از آزمون‌های آماری آنووا با تحلیل مرکب، یو من ویتنی با نمونه‌های مستقل و رتبه‌های نشاندار ویلکاکسون استفاده شده است.
نتایج: در متغیرهای دقت، دامنه حرکتی فعال و غیر فعال شانه و دامنه حرکتی غیرفعال مچ ، شرکت‌کنندگان در گروه mMT در پس‌آزمون در مقایسه با پیش‌آزمون تفاوت معناداری نشان داده‌اند (P&amp;amp;le;0/05). برخلاف پیش‌آزمون، در پس‌آزمون میانگین دقت گروه های mMT و MT متفاوت بود  (P&amp;amp;le;0/05)در سایر متغیرها بین پیش‌آزمون و پس‌آزمون در دو گروه تفاوت معناداری مشاهده نشده است (P&amp;amp;gt;0/05)
نتیجه‌گیری: مطالعه حاضر نشان داد کهmMT در مقایسه با MT روش مناسب‌تری برای بهبودکارکرد دستی کودکان دچار فلج مغزی نیمه بدن است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی عوامل تاثیر گذار بر رفتار وندالیسمی و خشونت آمیز دانش آموزان ورزشکار با رویکرد فراتحلیل</title>
      <link>https://mbsp.sbu.ac.ir/article_105757.html</link>
      <description>هدف: هدف پژوهش حاضر به کارگیری روش فراتحلیل به منظور تحلیل و ترکیب نتایج مطالعات صورت گرفته پیرامون عوامل تاثیر گذار بر رفتار وندالیسمی و خشونت آمیز دانش آموزان دارای فعالیت بدنی متوسط به بالا است. روش‌ها: پژوهش توصیفی حاضر از نظر هدف، از نوع تحقیقات بنیادی بوده. این پژوهش با به کارگیری روش فراتحلیل به تجزیه و تحلیل تحقیقات انجام شده بین سال های 1390 تا 1400 در حوزه رفتارهای خشونت آمیز در دانش آموزان ورزشکار پرداخته است. جامعه آماری این پژوهش شامل تمام مقالات داخلی موجود در پایگاه های در دسترس پژوهشگر می باشد که توسط نرم افزار CMA3 بررسی شدند.یافته ها: -در مجموع 28 مطالعه مورد بررسی قرار گرفته است. یافته های فراتحلیل نشان می دهد. عامل های؛ ازخود بیگانگی، ناسازگاری والدین، تنبیه در مدرسه، معاشرت با دوستان ناباب، پایگاه اجتماعی اقتصادی، احساس تعلق به خانواده، انزوای اجتماعی و محرومیت نسبی بیشترین تأثیر را در مطالعات مختلف بر رفتار وندالیسمی و خشونت آمیز دانش آموزان داشته اند.نتیجه گیری: چنانچه بتوان عواملی را که سبب ایجاد رفتارهای خشونت آمیز دانش آموزان در مدرسه و یا اجتماع می شود را کنترل کرد و یا اینکه با ایجاد راهکارهایی این عوامل را از میان برداشت، رفتارهای وندالیسمی و خشونت آمیز کاهش می یابد</description>
    </item>
    <item>
      <title>تاثیر انگیختگی هیجانی قبل و بعد از کدگذاری مهارت بر تحکیم حافظه حرکتی‌ کودکان</title>
      <link>https://mbsp.sbu.ac.ir/article_104159.html</link>
      <description>هدف: پژوهش حاضر با هدف بررسی تاثیر انگیختگی هیجانی (مثبت و منفی) قبل و بعد از اکتساب بر تحکیم حافظه حرکتی کودکان انجام شد.روش‌ها: 60 کودک (68/2&amp;amp;plusmn;42/9 سال) بر اساس معیارهای ورود به مطالعه انتخاب و به صورت تصادفی در پنج گروه کنترل، انگیختگی هیجانی مثبت قبل و بعد از اکتساب و انگیختگی هیجانی منفی قبل و بعد از اکتساب تقسیم شدند. آزمودنی‌ها در پیش آزمون 10 پرتاب از بالای شانه و در مرحله اکتساب100 پرتاب (100بلوک 10 کوششی) انجام دادند. بلافاصله و 24 ساعت بعد از مرحله ی اکتساب در آزمون یادداری فوری و تاخیری 10 پرتاب از بالای شانه انجام دادند. نتایج: تحلیل واریانس با اندازه های تکراری نشان داد اثر بلوک های تمرینی در مرحله اکتساب معنادار است و آزمودنی های گروه های انگیختگی هیجانی منفی قبل و بعد از اکتساب و کنترل در همه بلوک های تمرینی عملکرد ضعیف تری نسبت به دیگر گروه ها داشتند (01/0= P). نتیجه‌گیری: ایجاد انگیختگی هیجانی مثبت قبل و بعد از اکتساب مهارت نسبت به انگیختگی منفی منجر به تحکیم حافظه حرکتی بالاتری در کودکان می شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تأثیر تمرینات و بازی‌های انفرادی، گروهی و مشارکتی بر خودکارآمدی و تبحر حرکتی کودکان مبتلا به اختلال هماهنگی رشدی</title>
      <link>https://mbsp.sbu.ac.ir/article_105874.html</link>
      <description>هدف: هدف اصلی مطالعه حاضر بررسی تأثیر تمرینات و بازی‌های انفرادی، گروهی و مشارکتی بر میزان اختلال هماهنگی رشدی، خودکارآمدی و تبحر حرکتی کودکان (دختران 9 تا 11 سال) مبتلا به اختلال هماهنگی رشدی بود.روش ها: تعداد 60 دانش‌آموز دختر دارای اختلال هماهنگی رشدی به‌صورت هدفمند و به‌طور تصادفی ساده در 4 گروه همسان 15 نفری جایگزین شدند؛ در مطالعه حاضر برای جمع‌آوری داده‌ها از پرسشنامه‌های اختلال هماهنگی رشدی، خودکارآمدی کودکان و نوجوانان و آزمون تبحر حرکتی برونینکز اوزرتسکی استفاده شد. برنامه مداخله به مدت 8 هفته شامل سه جلسه در هفته و هر جلسه 45 دقیقه بود. به‌منظور تحلیل داده‌ها از آزمون‌های کولموگروف - اسمیرنوف، شاپیرو- ویلک، تحلیل واریانس یک‌راهه و آزمون تعقیبی دانکن با سطح معنی‌داری 05/0&amp;amp;gt;p استفاده شد.یافته ها: یافته‌ها نشان داد که بین تأثیر روش‌های مختلف تمرینات و بازی‌ها بر میزان اختلال هماهنگی رشدی، خودکارامدی و رشد مهارت‌های درشت و ظریف دختران مبتلا به اختلال هماهنگی رشدی تفاوت معنی‌داری وجود دارد. به‌گونه‌ای که همه گروه‌های تمرینی نسبت به گروه کنترل عملکرد بهتری داشته‌اند. میزان اثربخشی روش‌های مختلف بازی بر متغیرهای موردمطالعه به ترتیب شامل گروه بازی‌های گروهی، مشارکتی و انفرادی بود.نتیجه گیری: به نظر می‌رسد بازی‌های گروهی به‌عنوان نوعی از مداخله می‌تواند برای کودکان دارای اختلال هماهنگی رشدی مفید باشد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>پیش‌بینی انگیزه مشارکت ورزشی دانشجویان ورزشکار با دلبستگی مکانی: نقش نیازهای بنیادی روان‌شناختی</title>
      <link>https://mbsp.sbu.ac.ir/article_106882.html</link>
      <description>هدف: این پژوهش رابطه دلبستگی‌ مکانی با انگیزه ‌مشارکت ‌ورزشی و نقش میانجی نیازهای روان‌شناختی دانشجویان ورزشکار را بررسی می‌کند.روش‌ها: پژوهش حاضر توصیفی، از نوع همبستگی‌ است. 173 دانشجو مشغول در تیم‌های ورزشی دانشگاه‌های تبریز به روش نمونه‌گیری تصادفی خوشه‌ای انتخاب‌ و پرسش‌نامه‌های دلبستگی ‌مکانی‌‌ کایل ‌و همکاران، انگیزه ‌مشارکت ‌ورزشی گیل و همکاران و نیازهای ‌بنیادی روان‌شناختی دسی و رایان، را تکمیل ‌کردند. آزمون کولموگروف ‌اسمیرنوف (p&amp;amp;gt; 0.05) فرض نرمال بودن داده‌ها را تایید‌ نکرد؛ بنابراین داده‌ها با استفاده از روش باکس- کاکس استانداردسازی شده و از طریق مدل معادلات ساختاری و رگرسیون گام‌ به ‌گام با آلفای 05/0 از طریق نرم‌افزار لیزرل نسخه 8، spss نسخه 26، بررسی ‌شد.نتایج: بین دلبستگی‌ مکانی و انگیزه ‌مشارکت‌ ورزشی و نیازهای روان‌شناختی با درنظرگرفتن خرده مقیاس‌ها روابط همبستگی، به‌جز میان شهرت و ارتباط، تخلیه انرژی و استقلال، تخلیه انرژی و ارتباط؛ معنی‌دار ‌است. آزمون رگرسیون نشان داد مدل 1، 32/0 و مدل 2، 52/0 واحد تغییرات انگیزه‌ مشارکت ‌ورزشی را پیش‌بینی می‌کند. در واقع با اضافه‌شدن نیازهای‌ بنیادی روان‌شناختی، استقلال، شایستگی و ارتباط 2/0 واحد به قدرت پیش‌بینی مدل 1 اضافه ‌شد. این درحالی است که در مدل 1، متغیر معنی‌دار هویت‌مکانی، و در مدل 2 هویت‌مکانی و نیازهای‌ بنیادی‌ روانشناختی‌است. بنابراین به ترتیب هویت-مکانی و نیازهای ‌بنیادی ‌روانشناختی، بیش‌ترین قدرت پیش‌بینی برای انگیزه ‌مشارکت ‌ورزشی را در این تحقیق دارند.نتیجه‌گیری: هویت‌مکانی از خرده‌ مقیاس‌های دلبستگی ‌مکانی بر میزان انگیزه‌ مشارکت ‌ورزشی دانشجویان تیم‌های ‌ورزشی دانشگاه‌های تبریز تأثیر داشته و نیازهای ‌بنیادی روان‌شناختی این رابطه را تعدیل ‌می‌کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تاثیر بارشناختی بالا و پایین به همراه تمرین تصمیمی بر اکتساب مهارت‌های ادراکی حرکتی</title>
      <link>https://mbsp.sbu.ac.ir/article_106879.html</link>
      <description>هدف: یکی از عواملی که سبب دست‌یابی به اجرای بهتر مهارت‌های حرکتی می‌شود نحوه‌ی مدیریت بارشناختی حین تصمیم‌گیری است. هدف از پژوهش حاضر بررسی تاثیر بارشناختی بالا و پایین به همراه تمرین تصمیمی بر اکتساب مهارت-های ادراکی حرکتی است.روش‌ها: شرکت‌کنندگان، 36 دانشجو بودند که به‌ صورت نمونه در دسترس انتخاب شدند و به ‌طور تصادفی در سه گروه بارشناختی بالا، بارشناختی پایین و کنترل قرار گرفتند. در مرحله پیش‌آزمون، فیلم ویدئویی 25 ضربه سرویس بدمینتون که در لحظه برخورد توپ با راکت قطع شده بود، نمایش داده شد. شرکت‌کنندگان جهت ضربه را پیش‌بینی و هم‌زمان زمان تصمیم‌گیری اندازه‌گیری شد. سپس گروه آزمایش در مرحله اکتساب به انجام تمرین تصمیمی پرداختند و گروه کنترل به پیش‌بینی و تصمیم‌گیری جهت ضربه پرداختند. 48 ساعت بعد از مرحله اکتساب، پس‌آزمونی مطابق با پیش‌آزمون اجرا شد.نتایج: نتایج پژوهش حاضر نشان داد گروه تمرین تصمیمی با بارشناختی پایین در پیش‌بینی و تصمیم‌گیری عملکرد بهتری نسبت به گروه تمرین تصمیمی با بارشناختی بالا و گروه کنترل داشتند اما گروه تمرین تصمیمی با بارشناختی بالا با گروه کنترل تفاوت معناداری نداشتند. نتیجه‌گیری: می‌توان گفت بارشناختی بالا منجر به اختلال در اکتساب مهارت‌های ادراکی حرکتی در افراد مبتدی می‌شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>اثر یک دوره آموزش خطی و غیرخطی کاراته بر ابعاد ادراکی، توجهی و انگیزشی کاراته کاهای پسر نوجوان</title>
      <link>https://mbsp.sbu.ac.ir/article_106880.html</link>
      <description>هدف: هدف تحقیق حاضر بررسی اثر یک دوره آموزش خطی و غیرخطی کاراته بر ابعاد ادراکی، توجهی و انگیزشی کاراته‌کاهای پسر نوجوان بود. 
روش‌ها: بدین منظور 24 نفر کاراته کای مبتدی به صورت در دسترس انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و گروه کنترل تخصیص داده شدند. هر دو گروه طبق پروتکل تمرینی خود  12 هفته و هر هفته 3 جلسه تمرین کردند. قبل و بعد از دوره آموزشی، آزمون های مربوطه شامل جستجوی بینایی، نشانه گذاری فضایی و ویژگی های تنظیمات رفتاری (انگیزش درونی؛ انگیزش بیرونی شامل: تنظیمات بیرونی، درون فکنی شده، خودپذیر و درآمیخته؛ عدم انگیزش) بررسی شد.
یافته ها: تحلیل واریانس با اندازه‌گیری‌های مکرر نشان داد که آموزش خطی باعث بهبود جستجوی بینایی (در شرایط آزمون ساده تا متوسط، 001/0 ≤ p ≤ 05/0) و نشانه‌گذاری فضائی (02/0 ≤ p ≤ 04/0) شده بود. همچنین نتایج بیانگر افزایش انگیزه درونی (03/0= p)  و انگیزش آمیخته (02/0= p) در نتیجه آموزش غیرخطی شده بود. علاوه‌براین آموزش غیرخطی در دشوارترین شرایط آزمون جستجوی بینایی بهتر از آموزش خطی بود.
نتیجه‌گیری: آموزش غیرخطی در شرایط پیچیدگی زیاد تکلیف بهتر از آموزش خطی خواهد بود. نتایج با استفاده از نظریه عدم تناسب و همچنین نظریه پردازش اطلاعات در آموزش خطی و سیستم‌های پویا در آموزش غیرخطی، و در نهایت نظریه یکپارچگی ارگانیسمی و نظریه خودتعیینی تبین شدند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تأثیر مداخلات مبتنی بر موسیقی در سالمندان با سبک‌های شناختی متفاوت: بررسی فعالیت قلبی-عروقی</title>
      <link>https://mbsp.sbu.ac.ir/article_104812.html</link>
      <description>مقدمه: طی سالیان متمادی، محققان در جست‌وجوی راه&amp;amp;lrm;‌های مختلفی برای بهبود فعالیت ورزشی سالمندان بوده‌اند. بنابراین هدف پژوهش حاضر تاثیر مداخلات مبتنی بر موسیقی بر فعالیت قلبی-عروقی در سالمندان با سبک‌های شناختی متفاوت بود.روش پژوهش: پژوهش حاضر از نوع کاربردی و ازنظر روش نیمه‌تجربی با طرح درون‌گروهی و بین‌گروهی بود. شرکت‌کنندگان این پژوهش 24 سالمند 65 تا 75 سال بود. در مرحله اول بعد از تشخیص سبک‌های شناختی افراد با استفاده از پرسشنامه اشکال نهفته ویتکین، شرکت‌کنندگان به دو گروه افراد وابسته به زمینه و مستقل از زمینه تقسیم‌بندی شدند. سپس با سرعت سه الی پنج کیلومتر بر ساعت به مدت پنج تا هشت دقیقه در دو شرایط مختلف (موسیقی انگیزشی، بدون مداخله)، اکسیژن مصرفی نسبی، دی‌اکسید کربن، نسبت تبادل تنفسی، مصرف کالری به حالت استراحت و درصد ذخیره تنفسی نسبی از طریق دستگاه تحلیل گازهای تنفسی اندازه‌گیری شد. یافته‌ها: نتایج آزمون تحلیل واریانس مرکب با اندازهگیری تکراری نشان داد در گروه مستقل از زمینه، اکسیژن مصرفی نسبی (001/ = P)، مصرف دی‌اکسید کربن (001/ = P)، نسبت تبادل تنفسی (008/ = P) و مصرف کالری به حالت استراحت (004/ = P) به‌طور معناداری کاهش‌یافته است و درصد ذخیره تنفسی نسبی (022/ = P) به‌طور معنی‌داری افزایش‌یافته است. همچنین در گروه وابسته به زمینه فقط در متغیر مصرف دی‌اکسید کربن (001/ = P) کاهش معناداری مشاهده شد.نتیجه‌گیری: می‌توان این‌گونه بیان کرد که راه رفتن همراه با موسیقی انگیزشی باعث بهبود متغیرهای فعالیت قلبی-عروقی در سالمندان مستقل از زمینه می‌شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تاثیر تمرین هوازی بر متغیرهای کینماتیک کنترل پاسچر و ترس از افتادن در سالمندان با سابقه سقوط</title>
      <link>https://mbsp.sbu.ac.ir/article_105936.html</link>
      <description>هدف: هدف از پژوهش حاضر تاثیر تمرین هوازی با شدت متوسط بر متغیرهای کینماتیک کنترل پاسچر و ترس از افتادن در سالمندان با سابقه سقوط بود.روش ها: پژوهش حاضر از نوع مطالعات نیمه تجربی با طرح پیش آزمون &amp;amp;ndash; پس آزمون بود. نمونه آماری شامل 15 سالمند سالم و 15 سالمند با سابقه سقوط با میانگین سنی 2.5&amp;amp;plusmn;67 سال بود که به صورت روش نمونه گیری دردسترس و براساس معیار های ورود و خروج&amp;amp;nbsp; انتخاب شدند. جهت ارزیابی کنترل پاسچر آزمودنی ها از آزمون سازماندهی حسی دستگاه پاسچروگرافی پویای کامپیوتری استفاده شد. این آزمون دارای 6 وضعیت است که سیستم های حسی درگیر در کنترل پاسچر را مورد ارزیابی قرار می دهد. در سه وضعیت اول صفحه های نیرو ثابت و در سه وضعیت دیگر در جهت های قدامی- خلفی حرکت می کنند. مدت زمان هر وضعیت آزمون 20 ثانیه و هر وضعیت نیز 3 بار تکرار شد و میانگین اعداد به دست آمده برای هر متغیر در دو بار آزمون، مورد استفاده و تحلیل قرار گرفت. در نهایت متغیر های کینماتیک سرعت کلی مرکز فشار در جهت های قدامی- خلفی و جانبی- میانی در هر 6 وضعیت آزمون سازماندهی حسی ارزیابی شد. جهت ارزیابی ترس از افتادن از مقیاس بین‌المللی کارآمدی در سقوط &amp;amp;nbsp;(FES-I) استفاده شد. آزمودنی ها به مدت 6 هفته و هفته ای دو جلسه تمرینات هوازی با شدت متوسط را انجام دادند. داده ها با استفاده از آزمون تحلیل واریانس مختلط و آزمون تعقیبی بونفرونی تحلیل شد.یافته ها: نتایج نشان داد 6 هفته تمرین هوازی منجر به بهبود متغیرهای کنیماتیک کنترل پاسچر در هر شش وضعیت آزمون سازماندهی و ترس از افتادن در سالمندان با سابقه سقوط شد (0.05P&amp;amp;lt;)، به طوری که نوسان کنترل پاسچر آنها نسبت به سالمندان سالم بهبود قابل توجهی داشت.نتیجه گیری: براساس نتایج مطالعه حاضر پیشنهاد می شود جهت بهبود متغیر های کینماتیک کنترل پاسچر و ترس از سقوط در سالمندان از تمرینات هوازی با شدت متوسط استفاده شود.&amp;amp;nbsp;</description>
    </item>
    <item>
      <title>تأثیر خودنمایی و اشتیاق بر وابستگی به تمرین</title>
      <link>https://mbsp.sbu.ac.ir/article_105221.html</link>
      <description>هدف: هدف کلی پژوهش حاضر بررسی تأثیر خودنمایی و اشتیاق به فعالیت‌ بدنی بر وابستگی به تمرین در دانشجویان ورزشکار بود.
روش‌ها: پژوهش حاضر از نوع توصیفی پیمایشی و مبتنی بر بود. جامعۀ آماری این پژوهش 350 نفر از دانشجویان رشته تربیت‌بدنی چهار دانشگاه دولتی شهر تهران بودند که به صورت تصادفی خوشه‌ای انتخاب و پرسش‌نامه‌های خودنمایی در ورزش، اشتیاق و وابستگی به تمرین را تکمیل کردند که تعداد 324 پرسش‌نامه قابل استفاده بود. تجزیه و تحلیل‌ داده‌ها با استفاده از  مدلسازی معادلات ساختاری با رویکرد حداقل مربعات جزئی از طریق نرم افزار smart pls نسخۀ 3 تحلیل شدند. 
نتایج: نتایج حاکی از تأثیر مثبت معنادار انگیزۀ تأثیرگذاری و ایجاد تأثیر بر وابستگی به تمرین بود. علاوه‌ بر این، اشتیاق سازگار و افراطی بر وابستگی به تمرین تأثیر مثبت معنادار داشت. هم‌چنین، مدل پژوهش از برازش کافی برخوردار بود. 
نتیجه‌گیری: نتایج حاکی از آن بود که خودنمایی و اشتیاق به فعالیت بدنی عامل موثری بر افزایش وابستگی به تمرین بود بنابراین پیشنهاد می‌شود مسئؤلان دانشگاه‌ها در راستای آگاه‌سازی دانشجویان و کنترل پیامدهای منفی این سازه‌ها برنامه‌ریزی‌ها و اقدامات لازم را اجرا و تسریع بخشند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>اثربخشی شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی (MBCT) بر تکانش‌گری و سرسختی ذهنی، ورزشکاران با اضطراب رقابتی بالا در رشته‌های رزمی</title>
      <link>https://mbsp.sbu.ac.ir/article_106884.html</link>
      <description>مقدمه: غلبه بر اضطراب ناشی از رقابت یکی از مسائل عمده ورزشکاران در حوزه ورزش قهرمانی است. پژوهش حاضر به بررسی اثربخشی شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی بر تکانش‌گری و سرسختی ذهنی ورزشکاران با اضطراب رقابتی بالا پرداخته است.روش کار: پژوهش حاضر از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون پس آزمون با گروه کنترل بود. افراد شرکت کننده در این پژوهش شامل ورزشکاران رقابتی بالای 16 سال که در یکی از رشته‌های رزمی تکواندو، کاراته و کشتی بودند که بیشترین اضطراب رقابتی را تجربه کرده‌اند. از میان این ورزشکاران 40 نفر که بیشترین نمره در اضطراب رقابتی اسمیت و همکاران (1990) را گزارش دادند انتخاب و به صورت تصادفی در گروه‌های آزمایشی (شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی) و کنترل قرار گرفتند. افراد هر دو گروه در پیش آزمون مقیاس‌های خودگزارشی سرسختی ذهنی شیرد و همکاران (2009) و تکانشگری باراٌت و همکاران (1995) را اجراء کرده و سپس در گروه آزمایشی شناخت درمانی ذهن آگاهانه اجراء شد. در انتها از هر دو گروه کنترل و آزمایش پس آزمون گرفته شد و نتایج بعد از بررسی همگنی واریانس با تحلیل کوواریانس مورد تحلیل قرار گرفت.یافته‌ها: نتایج حاصل از تحلیل داده ها بیانگر آن بود که شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی بر تکانش‌گری و سرسختی ذهنی ورزشکاران رشته‌های رزمی اثربخش بوده است(001/0&amp;amp;gt;p). نتیجه گیری: می‌توان از شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی برای کمک به تکانش‌گری و سرسختی ذهنی ورزشکاران استفاده کرد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>اثربخشی تحریک الکتریکی جریان مستقیم فرا جمجمه‌ای بر افسردگی، اضطراب و استرس ورزشکاران بسکتبال با ویلچر</title>
      <link>https://mbsp.sbu.ac.ir/article_105502.html</link>
      <description>چکیدههدف: هدف مطالعه حاضر بررسی تأثیر تحریک جریان مستقیم فراجمجمه‌ای (tDCS) بر شاخص‌های روانشناختی استرس و اضطراب و افسردگی و بررسی اجمالی نظری این تاثیر بر میزان یادگیری است.روش‌ها: روش این پژوهش از نوع نیمه تجربی با طرح پیش آزمون-پس‌آزمون باگروه کنترل بود. 20 ورزشکار بسکتبال با ویلچر مرد در دو گروه 10 نفره تجربی و کنترل به صورت تصادفی قرارگرفتند. تأثیر چهار جلسه تحریکtDCS آندی با دو میلی آمپر به مدت 20 دقیقه در هر جلسه و با الکترودهای 5/3 X 5/3 سانتی‌متری بر قشر پیش‌پیشانی جانبی خلفی (DLPFC) چپ در حالی که الکترود مرجع روی ناحیه FP2 قرار دارد، برمیزان سه شاخص روانشناختی (حالات عاطفی منفی) این افراد با استفاده از پرسشنامه خود اظهاری DASS21 در دو مرحله پیش آزمون و پس آزمون ارزیابی شد. مداخلهtDCS در حالت استراحت و در وضعیت آرامش بدون تکلیف حرکتی و یا شناختی اجرا شد. داده‌ها با آزمون تحلیل واریانس چند متغیره مورد تجزیه‌ و تحلیل قرار گرفت.نتایج: بین نمرات شاخص‌های استرس و اضطراب و افسردگی شرکت‌کنندگان در گروه تجربی قبل و بعد از مداخله تحریک تفاوت معنادار وجود دارد که این تفاوت در گروه کنترل معنادار نبود.نتیجه‌گیری: تأثیر مداخلهtDCS بر شاخص های روانشناختی، احتمالا ناشی از تعدیل و تسهیل درفعالیت امواج مغزی و پتانسیل های غشا در نورون های عصبی ناشی از این روش تحریکی است. کلیدواژه‌ها: شاخص‌های روانشناختی، استرس، اضطراب، افسردگی، تحریک جریان مستقیم فراجمجمه‌ای مغز (tDCS)</description>
    </item>
    <item>
      <title>تاثیر سطح سواد سلامت و فعالیت بدنی بر حمایت اجتماعی، خستگی روانی و کیفیت زندگی بیماران مبتلا به مولتیپل</title>
      <link>https://mbsp.sbu.ac.ir/article_105818.html</link>
      <description>هدف: مولتیپل اسکلروزیس بیماری مزمن و از بین برنده سیستم عصبی مرکزی است که علائم آن تاثیرات مخربی بر سلامت جسم و روان افراد مبتلا به ام‌اس می گذارد. پژوهش حاضربا هدف بررسی تاثیر سطح سواد سلامت و فعالیت بدنی بر حمایت اجتماعی، خستگی روانی و کیفیت زندگی بیماران مبتلا به مولتیپل اسکلروزیس انجام شد.روش‌ها: پژوهش حاضر از نوع علی مقایسه ای بود. نمونه آماری شامل 97 فرد مبتلا به ام اس به صورت هدفمند براساس معیارهای ورود انتخاب شدند. ابزار گردآوری اطلاعات شامل پرسشنامه های وضعیت شدت ناتوانی گسترده، فعالیت بدنی، سواد سلامت، علائم روانی خستگی، کیفیت زندگی در بیماران ام‌اس و پرسشنامه حمایت اجتماعی بود.یافته ها: نتایج تحلیل واریانس دوراهه نشان داد سطح سواد سلامت و سطح فعالیت بدنی به طور معناداری بر حمایت اجتماعی، خستگی روانی و کیفیت زندگی بیماران مبتلا به ام‌اس تاثیر دارند. بیماران با سطح سواد سلامت مطلوب و فعالیت بدنی بالا، بالاترین سطح حمایت اجتماعی و کیفیت زندگی و پایین‌ترین سطح خستگی روانی را داشتند و نمره پایین سواد سلامت و فعالیت بدنی پایین با افزایش خستگی روانی و کاهش کیفیت زندگی و حمایت اجتماعی همراه بود.نتیجه گیری: افراد مبتلا به ام‌اس با درک بهتر از وضعیت سلامت خود و مشارکت در فعالیت بدنی مناسب، نه تنها از حمایت اجتماعی بالاتری برخوردار می‌شوند و سطح خستگی روانی کمتر را تجربه می‌کنند بلکه کیفیت زندگی خود را ارتقا می‌بخشند. طراحی و اجرای برنامه‌های آموزشی و مداخلات مبتنی بر سبک زندگی سالم و افزایش سواد سلامت برای این بیماران توصیه می‌شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تاثیر رویکردهای خودکنترلی بر کارایی خودگفتاری در بهبود عملکرد و خودکارآمدی مردان سالمند</title>
      <link>https://mbsp.sbu.ac.ir/article_105896.html</link>
      <description>هدف: هدف از این تحقیق، بررسی میزان تأثیر رویکرد خودکنترلی درقالب خودگفتاری بر عملکرد و خودکارآمدی مردان سالمند بود.
روش‌ها: 30 مرد سالمند با دامنه سنی 60 سال به بالا و میانگین سنی 5/65 سال به صورت داوطلبانه انتخاب شدند. ابتدا پیش‌آزمون عملکرد تعادل گرفته شد. سپس آزمودنی‌ها در 3 گروه 10 نفره خودگفتاری خودکنترل، خودگفتاری مربی‌کنترل و گروه کنترل قرار گرفتند. شرکت‌کنندگان 5 جلسه به تمرین تعادل همراه با خودگفتاری پرداختند، بعد از آخرین جلسه تمرین، پس‌آزمون و  بعد از 72 ساعت آزمون یادداری گرفته شد که همراه با این آزمون‌ها افراد شرکت‌کننده پرسشنامه خودکارآمدی را تکمیل کردند. پس از انجام مراحل تحقیق اطلاعات به دست آمده از طریق آزمون تحلیل واریانس مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند.
یافته ها: نتایج تحقیق حاضر نشان داد که گروه‌های خودگفتاری عملکرد بهتری را هم در مراحل اکتساب و هم یادداری داشتند و تفاوتشان نسبت به گروه کنترل معنادار بود و همچنین خودکارآمدی بالاتری را نسبت به گروه کنترل داشتند.
نتیجه گیری: به طور کلی با توجه به نتایج تحقیق می‌توان گفت که استفاده از مداخله رویکرد خودکنترلی در قالب خودگفتاری می‌تواند در بهبود عملکرد و بهبود خودکارآمدی، به عنوان یکی از راهبردهای شناختی مفید، مورد استفاده قرار گیرد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>رابطه تیپ‌های شخصیت و تداخل شناختی با اثر میانجی کارکردهای اجرایی در ورزشکاران</title>
      <link>https://mbsp.sbu.ac.ir/article_106393.html</link>
      <description>هدف: هدف تحقیق حاضر بررسی رابطه بین ابعاد شخصیتی با تداخل‌های شناختی تحت تأثیرکارکردهای اجرایی در ورزشکاران بود.
روش‌ها: تحقیق حاضر از نوع توصیفی همبستگی بود که جمع‌آوری داده‌ها به صورت میدانی و آنلاین با 212 ورزشکاران سازمان‌یافته استان آذربایجان شرقی به صورت تصادفی خوشه‌ای در رشته‌های انفرادی و تیمی انجام شد. پرسشنامه اطلاعات فردی، آزمون شخصیت شناسی مایرز بریگز، پرسشنامه تداخل شناختی در ورزشکاران و مقیاس درجه‌بندی رفتاری کارکردهای اجرایی فرم بزرگسالان استفاده شد. تحلیل داده‎ها با روش ضریب همبستگی پیرسون در نرم‌افزار SPSS26 و تحلیل مسیر در نرم‌افزار SmartPLS3 انجام شد.  
یافته ها: نتایج تحقیق نشان داد بین ابعاد مختلف شخصیت با کارکردهای اجرایی و تداخل شناختی رابطه معناداری وجود دارد. ابعاد شخصیتی درونگرایی، حسی، تفکری رابطه مثبتی با کارکردهای اجرایی و رابطه منفی با تداخل شناختی داشتند. با اینحال بعد قضاوتی رابطه منفی با کارکردهای اجرایی و مثبت با تداخل‌های شناختی داشت. این نتایج با ابعاد شخصیتی متقابل (شامل برونگرایی، شهودی، احساسی و ادراکی) به صورت معکوس بود. همچنین نشان داده شد که بین کارکردهای اجرایی و تداخل شناختی رابطه منفی و معناداری وجود دارد. در نهایت نتایح تحلیل مسیر نشان داد که شخصیت هم به صورت مستقیم و هم به صورت غیرمستفیم از طریق کارکردهای اجرایی می‌تواند تداخل‌های شناختی را پیش‌بینی کند.
نتیجه گیری:  هر چهار بعد شخصیتی با تداخل شناختی و کارکرد اجرایی رابطه داشتند. لذا اثر میانجی نشان داد که توسعه کارکردهای اجرایی منجربه کاهش تداخل‌های شناختی در ورزشکاران می‌شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی اولویت تسلط ربع های مغزی(شیوه تفکر) و رابطه آن با اثربخشی عملکرد مدیران ورزشی</title>
      <link>https://mbsp.sbu.ac.ir/article_106883.html</link>
      <description>هدف: هدف اصلی مطالعه حاضر بررسی اولویت تسلط ربع های مغزی(شیوه تفکر) و رابطه آن با اثربخشی عملکرد مدیران ورزشی بود. روش‌ها: جامعه آماری مطالعه حاضر شامل کلیه مدیران ورزشی استان تهران(مسوولان، رووسای هیات های ورزشی و مدیران ورزشی) بود. در مطالعه حاضر نمونه گیری به طور تمام شمار انجام شد و در نهایت تعداد 175 نفر در مطالعه شرکت داده شدند. به منظور جمع آموری داده ها از در این پژوهش با رویکرد فرایند تمام نگر، از پرسـشنامۀ سـنجش تـسلط ربـع هـای مغزی هرمن و پرسشنامۀ سنجش اثربخشی عملکرد مدیران براسـاس مـدل پارسـونز استفاده شد. برای تجزیه و تحلیل داده ها از ضریب همبستگی پیرسون و استفاده شد.نتایج: یافته ها نشان داد بین متغیرهای پیش بین(تسلط ربع های مغزی A -C-D) با متغیر ملاک(اثربخشی عملکرد) همبستگی مثبت و معنی داری مشاهده می شود(001/0=P) به طوری که همبستگی بین ربع مغزی D و اثربخشی عملکرد بیشتر از سایر متغیرها بود. در حالی که رابطه بین تسلط ربع B با اثربخشی عملکرد معنا دار نبود. همچنین نتایج آزمون فریدمن نشان داد بین استفاده از ربع های مغزی مدیران ورزشی اولویت وجود دارد(001/0=P) به طوریکه اولویت استفاده از ربع های مغزی به ترتیب شامل ربع های D، C، A و B بود.نتیجه‌گیری: نتایج پژوهش حاضر رابطه اثربخشی عملکرد با تساط ربع های مغزی مدیران ورزشی را تایید کرد و نوع تسلط تمام ربعی مغزی مدیران ورزشی نشانگر تفکر تمام مغزی است. این یافته ها می تواند عملکرد و اثربخشی مدیران ورزشی را پیش بینی نماید.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تاثیر حذف اطلاعات بینایی بر نوسان امواج آلفای 1 و 2 مغزی در شرایط کنترل قامت ایستا زنان بالای 50 سال</title>
      <link>https://mbsp.sbu.ac.ir/article_107117.html</link>
      <description>هدف:  پژوهش حاضر با هدف بررسی اثر حذف بینایی بر امواج آلفا و تعادل زنان بالای 50 سال انجام شد.
روش‌ها: پژوهش حاضر از نوع کاربردی با طرح نیمه‌آزمایشی درون گروهی است. در این مطالعه 23 نفر با میانگین سنی (75/6±13/59 سال)، شرکت کردند. ثبت فعالیت الکتریکی مغز در حین اجرای تکلیف حفظ تعادل ایستا توسط آزمودنی‌ها از طریق 24  الکترود انجام شد. پس از بازرسی بصری برای شناسایی و حذف نویز، به منظور شناسایی و حذف اثرات مصنوعی بیولوژیک و محیطی از تجزیه و تحلیل اجزای مستقل و تکنیک پردازش استفاده شد. تجزیه و تحلیل اجزای مستقل با استفاده از اسکریپت‌های مبتنی بر EEGlab (2023)  پیاده سازی شده در MATLAB روی داده‌ها اعمال شد. 
یافته ها: نتایج واریانس مرکب (4) وضعیت * (2)  باند فرکانسی * (24) کانال نشان داد دست‌کاری بینایی تأثیر معناداری بر تعامل شرایط × کانال و شرایط × فرکانس دارد (05/0&amp;amp;gt;P). همچنین نتایج آزمون تی وابسته حاکی از آن بود که در شرایط چشم‌بسته، توان آلفای پایین در ناحیه پیشانی چپ (F3)  نسبت به وضعیت پایه کاهش یافت، همچنین توان آلفای پایین (1)، و بالا (2)، در مقایسه با حالت چشم‌باز در نواحی گسترده‌ای از قشر مغز افزایش معنادار نشان داد (05/0&amp;amp;gt;P).
نتیجه گیری: به نظر می‌رسد زنان بالای 50 سال، برای جبران کاهش ورودی بینایی، از راهبرد افزایش فعالیت قشر مغز و مکانیسم مهار قشری بهره می‌برند. حذف بینایی منجر به افزایش توان آلفا در نواحی گسترده‌ای از قشر مغز می‌شود که نشان‌دهنده بازتنظیم حسی و تخصیص منابع پردازشی بیشتر به حفظ تعادل است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی تغییرات باندهای فرکانسی مغز متأثر از خستگی ذهنی و رنگ سیبل در تیراندازان تپانچه بادی: یک مطالعه الکتروانسفالوگرافی</title>
      <link>https://mbsp.sbu.ac.ir/article_107170.html</link>
      <description>هدف: خستگی ذهنی می‌تواند تأثیرات قابل توجهی بر عملکرد روانی-عصبی و توانایی‌های شناختی، بویژه در فعالیت‌های پیچیده و نیازمند تمرکز بالا، مانند تیراندازی داشته باشد.روش‌ها: پژوهش حاضر شامل ۲۰ تیرانداز نیمه‌حرفه‌ای ۱۸ تا ۲۸ سال بود که به‌صورت تصادفی در دو گروه خستگی ذهنی و کنترل تقسیم شدند. در پیش‌آزمون، همه افراد ۳۰ تیر به سیبل‌های قرمز، آبی و خنثی شلیک کردند و همزمان سیگنال الکتروانسفالوگرافی (EEG) ثبت شد. سپس گروه خستگی ذهنی سی دقیقه تحت تکلیف استروپ قرار گرفت و گروه کنترل مداخله‌ای دریافت نکرد. درنهایت پس‌آزمون مطابق پیش‌آزمون گرفته شد. توان طیف (با واحد &amp;amp;micro;V&amp;amp;sup2;/Hz) باندهای فرکانسی تتا (۴-۸ هرتز)، آلفا (۸-۱۲ هرتز) و بتا (۱۳-۳۰ هرتز) محاسبه گردید. داده‌ها با استفاده از تحلیل واریانس مرکب در سطح معناداری ۰.۰۵ تجزیه و تحلیل شدند.یافته‌ها: نتایج نشان داد که خستگی ذهنی و رنگ سیبل، الگوی مکانی فعالیت باندهای فرکانسی مغز را تغییر می‌دهند. خستگی ذهنی به‌طور کلی با افزایش توان طیف (&amp;amp;micro;V&amp;amp;sup2;/Hz) باند فرکانسی تتا در نواحی حسی-حرکتی و آهیانه‌ای همراه بود. در باند فرکانسی آلفا، سیبل قرمز و خنثی افزایش توان طیفی گسترده‌ای ایجاد کردند، درحالی‌که سیبل آبی با کاهش توان طیف در نواحی پیشانی-پس‌سری همراه بود. در باند فرکانسی بتا نیز یک الگوی تعاملی مشاهده شد.نتیجه گیری: یافته‌های حاضر نشان می‌دهد که خستگی ذهنی ناشی از یک تکلیف شناختی و همچنین تغییر رنگ سیبل، می‌توانند به‌طور مستقل و تعاملی، الگوهای طیفی قشر مغز تیراندازان را در باندهای فرکانسی تتا، آلفا و بتا تغییر دهند</description>
    </item>
    <item>
      <title>آزمون مدل ساختاری خودنظم دهی ورزشی بر اساس سرسختی روان شناختی و ادراک از موفقیت: بررسی نقش میانجیگر امیدواری</title>
      <link>https://mbsp.sbu.ac.ir/article_107227.html</link>
      <description>هدف: پژوهش حاضر با هدف آزمون مدل ساختاری خودنظم‌دهی ورزشی بر اساس سرسختی روان‌شناختی و ادراک از موفقیت با توجه به نقش میانجی امیدواری در میان ورزشکاران انجام شد.روش: این پژوهش توصیفی-همبستگی با رویکرد مدل‌یابی معادلات ساختاری با جامعه آماری شامل کلیه ورزشکاران دختر و پسر رشته‌های ورزشی قم سال ۱۴۰۴-۱۴۰۳ که از میان آن‌ها ۲۰۰ نفر به روش تصادفی ساده انتخاب شدند. ابزارهای گردآوری داده‌ها شامل پرسشنامه سرسختی روان‌شناختی کوباسا و همکاران (۱۹۸۲)، پرسشنامه خودنظم‌دهی ورزشی ریان و کنل (۱۹۸۹)، پرسشنامه ادراک از موفقیت رابرتز، ترشر و بالاگو (۱۹۹۸) و پرسشنامه امیدواری اشنایدر و همکاران (۱۹۹۱) بودند. تحلیل داده‌ها با استفاده از روش حداقل مربعات جزئی و نرم‌افزارهای SPSS-26 و SmartPLS-3 انجام شد.یافته‌ها: یافته‌ها نشان داد که سرسختی روان‌شناختی اثر مستقیم و مثبت معناداری بر خودنظم‌دهی ورزشی دارد، در حالی که ادراک از موفقیت و امیدواری اثر مستقیم معناداری بر خودنظم‌دهی ورزشی نداشتند. همچنین سرسختی روان‌شناختی اثر مستقیم و منفی بر امیدواری و ادراک از موفقیت اثر مستقیم و مثبت بر امیدواری داشت. نقش واسطه‌ای امیدواری در روابط بین سرسختی روان‌شناختی و ادراک از موفقیت با خودنظم‌دهی ورزشی تأیید نشد. مدل پژوهش از برازش مطلوبی برخوردار بود و متغیرهای پیش‌بین در مجموع ۵/۵۵ درصد از واریانس خودنظم‌دهی ورزشی را تبیین کردند.نتیجه‌گیری: یافته‌ها بر نقش کلیدی و مستقیم سرسختی روان‌شناختی در پیش‌بینی خودنظم‌دهی ورزشی تأکید دارد. مربیان و روان‌شناسان ورزشی می‌توانند با طراحی برنامه‌های مداخلاتی مبتنی بر تقویت مؤلفه‌های تعهد، کنترل و چالش، گامی مؤثر در جهت ارتقای خودنظم‌دهی و در نتیجه بهبود عملکرد ورزشکاران بردارند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تأثیر مداخلات خودگویی بازتابی بر عملکرد حرکتی در ورزشکاران: با تاکید بر نقش تعدیل کننده نیاز به شناخت</title>
      <link>https://mbsp.sbu.ac.ir/article_107344.html</link>
      <description>هدف: هدف پژوهش حاضر بررسی تأثیر مداخله خودگویی بازتابی بر عملکرد حرکتی استقامتی ورزشکاران با تأکید بر نقش تعدیل‌گر نیاز به شناخت بود.
روش‌ها: پژوهش حاضر از نوع نیمه‌آزمایشی با طرح پیش‌آزمون–پس‌آزمون و گروه کنترل و با آرایش عاملی 2×2 (مداخله × نیاز به شناخت) انجام شد. جامعه آماری شامل ورزشکاران مرد ۱۸ تا ۲۵ سال فعال در باشگاه‌ها و تیم‌های ورزشی شهر تهران بود. تعداد ۶۰ نفر به‌صورت هدفمند بر اساس سطح نیاز به شناخت (بالا و پایین) انتخاب و در هر سطح به‌صورت تصادفی در دو گروه مداخله خودگویی بازتابی و کنترل (هر گروه ۱۵ نفر) جایگزین شدند. ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامه نیاز به شناخت و آزمون عملکرد استقامتی دوچرخه‌سواری تا واماندگی بود. گروه آزمایش طی هشت جلسه در چهار هفته تحت مداخله ساختاریافته خودگویی بازتابی قرار گرفت، در حالی‌که گروه کنترل برنامه تمرینی معمول خود را ادامه داد. داده‌ها با استفاده از تحلیل کوواریانس دو عاملی در نرم‌افزار SPSS نسخه 26 تحلیل شدند. 
یافته ها: یافته‌ها نشان داد اثر اصلی مداخله خودگویی بازتابی بر عملکرد استقامتی معنادار بود (001/0&amp;amp;gt;p؛ 39/0=η²)، به‌گونه‌ای که شرکت‌کنندگان گروه مداخله نسبت به گروه کنترل بهبود بیشتری در زمان تا واماندگی نشان دادند. همچنین، اثر اصلی نیاز به شناخت (001/0&amp;amp;gt;p؛ 24/0=η²) و اثر تعاملی خودگویی بازتابی و نیاز به شناخت (001/0&amp;amp;gt;p؛ 23/0=η²) معنادار بود.
نتیجه گیری: به‌طور کلی، نتایج نشان داد خودگویی بازتابی می‌تواند به‌عنوان راهبردی مؤثر در بهبود عملکرد استقامتی ورزشکاران مورد استفاده قرار گیرد و توجه به تفاوت‌های فردی شناختی، به‌ویژه نیاز به شناخت، در طراحی مداخلات روان‌شناختی ورزشی ضروری است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی مدل پیش‌بینی تحلیل‌رفتگی ورزشکاران تحت تأثیر پاسخ‌های فیزیولوژیکی و ارزیابی‌های شناختی با میانجی‌گری رفتارهای مقابله‌ای: نقش جنسیت</title>
      <link>https://mbsp.sbu.ac.ir/article_107357.html</link>
      <description>هدف: تحلیل‌رفتگی ورزشی، به عنوان یک سندرم روانشناختی چندبعدی، سلامت روانی ورزشکاران را مختل می‌کند. این پژوهش با هدف پیش‌بینی تحلیل‌رفتگی بر اساس شاخص‌های خودگزارشی مرتبط با عملکرد فیزیولوژیک (کیفیت خواب و اختلال خوردن)، ارزیابی‌های شناختی و میانجی‌گری رفتارهای مقابله‌ای، با بررسی جنسیت، انجام شد.
روش‌ها: روش تحقیق از نوع همبستگی بود. جامعه آماری ۱۹۰ ورزشکار (میانگین سنی ۲۶/۲ سال) بود. از پرسشنامه تحلیل‌رفتگی ورزشی، مقیاس اختلال خوردن، پرسشنامه کیفیت خواب پیتزبورگ، مقیاس ارزیابی شناختی و پرسشنامه مهارت‌های ذهنی اوتاوا استفاده شد. داده‌ها با تحلیل مسیر در نرم‌افزار اس‌پی‌اس‌اس و لیزرل تحلیل شد.
یافته‌ها: بجز اختلال خوردن، بین سایر متغیرها با تحلیل‌رفتگی رابطه معنادار وجود داشت. پس از اصلاح مدل و حذف مسیرهای غیرمعنادار، مدل نهایی از برازش مطلوبی برخوردار بود. رفتارهای مقابله‌ای ۲۱ درصد از واریانس تحلیل‌رفتگی را تبیین کردند و جنسیت، کیفیت خواب و رفتارهای مقابله‌ای نیز ۲۴ درصد از واریانس را پیش‌بینی نمودند. نیازهای شناختی بیشترین تأثیر را بر رفتارهای مقابله‌ای داشتند و شاخص خودگزارشی کیفیت خواب مرتبط با عملکرد فیزیولوژیک و رفتارهای مقابله‌ای به ترتیب بیشترین اثر مثبت و منفی را بر تحلیل‌رفتگی نشان دادند.
نتیجه گیری: درک منابع روانشناختی و راهبردهای مقابله‌ای برای حفظ رفاه ورزشکاران ضروری است. مداخلات مقابله‌ای مثبت می‌توانند تحلیل‌رفتگی را کاهش دهند. یافته‌ها حمایت جزئی از مدل شناختی-عاطفی ارائه می‌دهند؛ به‌گونه‌ای که مؤلفه‌های اصلی مدل (ارزیابی شناختی، پاسخ فیزیولوژیک و پاسخ رفتاری) مورد تأیید قرار گرفتند، بنابراین مداخلات مبتنی بر بهبود کیفیت خواب و مهارت‌های مقابله‌ای ممکن است در کاهش تحلیل‌رفتگی مؤثر باشند، اما تأیید این مداخلات نیازمند پژوهش‌های تجربی است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>عنوان مقاله تأثیر مداخلات مهارت حرکتی به روش بازی برای درک و سنتی بر انعطاف‌پذیری شناختی و بازداری پاسخ دانش‌آموزان</title>
      <link>https://mbsp.sbu.ac.ir/article_107213.html</link>
      <description>هدف: هدف این پژوهش مقایسه تأثیر مداخلات مهارت حرکتی به روش بازی برای درک (TGFU) در مقابل روش سنتی (خطی) بر بازداری پاسخ و انعطاف‌پذیری شناختی دانش‌آموزان دختر و پسر مقطع دبیرستان شهر شاهرود بود.روش‌ها: این پژوهش به روش نیمه‌آزمایشی با طرح پیش‌آزمون-پس‌آزمون انجام شد. 120 دانش‌آموز پایه دهم (60 دختر و 60 پسر) به روش نمونه‌گیری در دسترس انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش (TGFU) و کنترل (خطی) قرار گرفتند. مداخلات شامل 8 جلسه 60 دقیقه‌ای در طول 4 هفته متوالی بود. انعطاف‌پذیری شناختی با پرسشنامه انعطاف‌پذیری شناختی (CFI) و بازداری پاسخ با آزمون استروپ رایانه‌ای سنجیده شد. داده‌ها با تحلیل واریانس با اندازه‌گیری مکرر در قالب طرح عاملی آمیخته 2&amp;amp;times;2&amp;amp;times;2 (زمان&amp;amp;times;گروه&amp;amp;times;جنسیت) تحلیل گردید.یافته ها: اثر اصلی زمان بر انعطاف‌پذیری شناختی (F(1,116)=267.646، p&amp;amp;lt;0.001، &amp;amp;eta;&amp;amp;sup2;=0.698) و بازداری پاسخ (F(1,116)=1477.311، p&amp;amp;lt;0.001، &amp;amp;eta;&amp;amp;sup2;=0.927) معنادار بود. تعامل زمان&amp;amp;times;گروه برای انعطاف‌پذیری شناختی معنادار بود (F(1,116)=8.206، p=0.005، &amp;amp;eta;&amp;amp;sup2;=0.066)، که نشان‌دهنده برتری معنادار گروه TGFU نسبت به گروه خطی در بهبود این متغیر است. برای بازداری پاسخ ، تعامل سه‌گانه زمان&amp;amp;times;گروه&amp;amp;times;جنسیت معنادار بود (F(1,116)=5.775، p=0.018، &amp;amp;eta;&amp;amp;sup2;=0.047). اثر جنسیت برای هیچ‌یک از متغیرها به تنهایی معنادار نبود.نتیجه گیری: نتایج این پژوهش نشان می‌دهد که رویکرد TGFU می‌تواند به‌عنوان راهبردی مؤثر برای ارتقای انعطاف‌پذیری شناختی نوجوانان مورد توجه قرار گیرد؛ با این حال، تعمیم این اثربخشی به بازداری پاسخ نیازمند شواهد بیشتری است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>اثر آموزش مجازی معلمان تربیت‌بدنی بر سواد بدنی و عملکرد شناختی دانش‌آموزان عادی و کم‌توان ذهنی آموزش‌پذیر</title>
      <link>https://mbsp.sbu.ac.ir/article_107218.html</link>
      <description>هدف: پژوهش حاضر با هدف مقایسه اثر آموزش مجازی معلمان تربیت‌بدنی بر بهبود سواد بدنی و عملکرد شناختی (حافظه کاری و توجه) دانش‌آموزان کم‌توان ذهنی آموزش‌پذیر و دانش‌آموزان عادی انجام شد. روش‌ها: مطالعه نیمه‌تجربی با طرح پیش‌آزمون-پس‌آزمون و گروه کنترل بود. نمونه شامل ۴۰۰ دانش‌آموز پایه هفتم (۲۰۰ دانش‌آموز کم‌توان ذهنی آموزش‌پذیر با IQ ۵۵-۷۰ و ۲۰۰ دانش‌آموز عادی) از مدارس شهرستان اهواز بود که به‌طور هدفمند انتخاب و به‌طور تصادفی در دو گروه تجربی (آموزش مجازی توسط معلمان آموزش‌دیده) و کنترل تخصیص یافتند. معلمان گروه تجربی ۳۲ ساعت آموزش مجازی ضمن خدمت دریافت کردند. ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامه سواد بدنی (CAPL-2) و آزمون ۱-back برای سنجش حافظه کاری و زمان واکنش بود.یافته ها: نتایج نشان داد آموزش مجازی معلمان تربیت‌بدنی به‌طور معنی‌داری (001/0 P&amp;amp;le;) تمام ابعاد سواد بدنی و نمره کلی آن را در هر دو گروه دانش‌آموزی بهبود بخشید. اندازه اثر بسیار بالا (۶۲/۰ تا ۹۲/0) بود. همچنین عملکرد شناختی (کاهش زمان واکنش در آزمون n-back به‌طور معنی‌داری بهبود یافت (001/0 P&amp;amp;le;). هرچند هر دو گروه پیشرفت داشتند، اما میزان بهبود در دانش‌آموزان عادی بیشتر از دانش‌آموزان کم‌توان ذهنی آموزش‌پذیر بود.نتیجه گیری: آموزش مجازی معلمان تربیت‌بدنی رویکردی مؤثر و عدالت‌محور برای ارتقای سواد بدنی و عملکرد شناختی در هر دو گروه دانش‌آموزی، به‌ویژه دانش‌آموزان با نیازهای ویژه، است. گسترش برنامه‌های ضمن خدمت مجازی برای معلمان تربیت‌بدنی توصیه می‌شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تاثیر تمرینات شناختی- حرکتی مبتنی بر مدل جنتایل بر بهبود اوقات فراغت و بازی، مهارت‌های مدرسه/آموزشی و فعالیت‌های روزمره کودکان مبتلا به اوتیسم</title>
      <link>https://mbsp.sbu.ac.ir/article_107224.html</link>
      <description>چکیدههدف: فقر مهارت‌های حرکتی افراد مبتلا به اختلال اوتیسم می‌تواند تأثیر درازمدت و قابل توجهی بر رشد اجتماعی و رفتاری افراد داشته باشد. بنابراین هدف این پژوهش بررسی تأثیر تمرینات شناختی-حرکتی طبق مدل جنتایل بر بهبود اوقات فراغت و بازی، مهارت‌های مدرسه/آموزشی و فعالیت‌های روزمره زندگی در کودکان با اختلال طیف اوتیسم بود.روش‌ها: مطالعه حاضر از نوع کاربردی و از نظر روش نیمه‌تجربی است. 20 شرکت‌کننده 6 تا 10 ساله با اوتیسم با عملکرد بالا به‌طور تصادفی در دو گروه آزمایش (10 نفر) و کنترل (10 نفر) جایگزین شدند. گروه آزمایش یک پروتکل تمرینی شناختی-حرکتی شش هفته‌ای (سه جلسه در هفته، هر جلسه 60 دقیقه) مبتنی بر طبقه‌بندی جنتایل دریافت کرد. پرسشنامه قابلیت‌های دستکاری کودکان (CHSQ) پیش و پس از مداخله توسط والدین تکمیل شد. داده‌ها با آزمون مانکوا در سطح معنی‌داری 05/0 تحلیل گردید.یافته‌ها: پس از کنترل نمرات پیش‌آزمون، مانکوا یک اثر چندمتغیره معنادار نشان داد (ویلکز لامبدا = 317/0، 001/0p=). اوقات فراغت و بازی (001/0= P) و فعالیت‌های روزمره زندگی (009/0= P) در گروه آزمایش بهبود معناداری داشتند. اما مهارت‌های مدرسه/آموزشی بهبود معناداری نشان ندادند (80/0= P).بحث‌ و نتیجه گیری: شش هفته تمرینات شناختی-حرکتی مبتنی بر مدل جنتایل، اوقات فراغت و فعالیت‌های روزمره زندگی را در کودکان با اوتیسم بهبود بخشید، اما بر حیطه مدرسه اثری نداشت. این یافته‌ها کاربرد مداخلات شناختی-حرکتی ساختاریافته را در حوزه‌های عملکردی خاص تأیید می‌کند، اما نیاز به سنجش مستقیم متغیرهای اجتماعی، رفتاری و روانشناختی را روشن می‌سازد.</description>
    </item>
  </channel>
</rss>
